خداروشکر که باهم رفتیم پابوس امام رئوف،سلطان،آقا علی بن موسی الرضا(علیه السلام)
وخییییلی خوشحالم که تونستم برم...ان شاءالله دفعه بعدی خودت هم گنبد و بارگاه طلایی رو با چشمای نازت ببینی و روی این سنگها
برچسب:
نویسنده: حسین خلیلی
دارم به این فکر میکنم که حالا که هرکسی سبک زندگی و خودشو داره و اصلا هم براش مهم نیست ممکنه بقیه از روشهای احتمالا غلط زندگی اونها، دارن آسیب میبینن و اذیت میشن و حتی زجر میکشن...پس چرا من یا بهتر بگم م
برچسب:
نویسنده: حسین خلیلی
فکرمیکردم تا آخر عمر دارمشون...
کیفم،لباسم...پدرم،مادرم،خواهرم،برادرم،شوهرم،فرزندم،خانواده ام،... پولم،دارایی ام،زیبایی ام،سلامتی ام ...
و ...
ولی تازه دارم متوجه میشم اینا همیشگی نیستن، فقط همراهن...
برچسب:
نویسنده: حسین خلیلی
پسته خندون مامان...
قربون تکونای کوچولوت بشم وقتایی که تو اداره نشستم و تو بازیت میگیره...چقد دلم میخواد اون لحظه کللللی با صدای بلند قربون صدقه ات برم ولی حییییییییییییف!!!!! فقط تو دلم کلللی ذوقتو میکنم.
فعلا فکر کنم با پاهای کوچولو و مردونه ا
برچسب:
نویسنده: حسین خلیلی
سلام
من الهه هستم،یک خانم 32ساله و در آستانه چشیدن طعم شیرین مادری...
میخوام از خودم بنویسم، تا خاطراتی که پشت سر گذاشتم و خواهم گذاشت از ذهنم نره
امیدوارم وبلاگم پایدار بشه
پس به امید دیدار...
برچسب:
نویسنده: حسین خلیلی
نمیخوام شروع پستهام تلخ باشه ولی حال و هوای اینروزهام تلخه
ومیخوام اینجابنویسم تا کمی آروم بشم،چون عادت به دردودل با نزدیکانم رو ندارم؛واصلا چه لزومی داره آدم عزیزاشو ناراحت کنه،خودشون به حد کافی ناراحتی دارن...
سعی میکنم کاملا مختصر بنویسم:
بهونه تل
برچسب: مادربزرگم,
نویسنده: حسین خلیلی
برچسب:
نویسنده: حسین خلیلی
قراره هفته آینده بریم سونوگرافی،البته مربوط به غربالگری مرحله2 هستنش ولی کاش فندقم یجوری خوابیده باشه که معلوم بشه دخمل یا پسمل...
یکم بیشتر دوست دارم دخمل باشه،هنوز نمیدونم چرا....(آیکن ای خداااااا....)البته ان شاءالله که سالم و صالح باشه
تو ای
برچسب:
نویسنده: حسین خلیلی
برچسب:
نویسنده: حسین خلیلی
برچسب:
نویسنده: حسین خلیلی