من یک زنم،یک همسر،یک مادر و البته هنوزهم یک دختر و یک خواهر...
میگن زنها حسودن...ولی من در نقش های بالا به هیچکدوم حسودی نمیکنم، به دخترم حسادت نمیکنم چون خدا بواسطه تو اونو به من هدیه کرده پس از دیدن محبت شما دونفر به هم حسادت نمیکنم ؛ بلکه دیدن این محبت پاک وخالصانه دلم رو به زندگی گرمتر میکنه و خداروشکر میکنم که واسطه بوجود آمدن این محبت هستم...
به خواهر وبرادرم حسادت نمیکنم چون مطمعنم قلب پدر مادرا اونقدر بزرگه که همه بچه هاشون به راحتی توش جامیشن ...
و بعداز ازدواج یه نقش های جدیدتری پیدا کردم:یک عروس، یک زن برادر و یک جاری...
حالا سوالم اینه که منی که بخوبی در نقشهایی که مربوط به خودم وخانواده خودم بوده اینقدر منطقی برخورد میکنم و میتونم حسادت نکنم... چی میشه که یکباره مادرشوهرم میشه یه زن بدجنس وبدخواه که میخواد پسرشو ازم پس بگیره و یا خواهرشوهرم میشه یه زن موذی که کل زندگیشو رها کرده تا من و شوهرم رو از هم دورکنه؟
قبول دارم که محبت دوطرفه باید باشه ولی شمام قبول دارید که اگه خودمون بامحبت شروکنیم و جلو بریم اونوقت یکباره چندتا زن دیگه مث خودمون نمیشن دشمنای قسم خورده ما؟
برچسب:
نویسنده: حسین خلیلی