خرید بک لینک
دیشب داشتم به اومدنت فکر می کردم...

اون معده در د شدیییید اما شیرین که بعد از کلی آمپول و سرم بازم خوب نمیشد و وقتی هیچکس دلیلشو نمی فهمید یه احساس خوبی در قلبم جوونه میزد که شاید قراره یکی بهمون اضافه بشه...

اون آزمایش پر از استرس که فقط دعا می کردم اینبار دیگه مثبت بشه...و خدارو شکر شد!

با بابایی رفتیم جواب آزمایشو بگیریم و اون مثل همیشه ریلکس و بی خیال و من مثل همیشه سرشار از استرس و هیجان...

بعد که جوابو دیدم و مطمعن شدم که هستی و تو دلم لونه کردی بازم باورم نمیشد و میگفتم نکنه اشتباه شده!!!

حتی حالا بعد از 5 ماه و 17 روز بعد از اونهمه آزمایش و سونوگرافی بازم باورم نمیشه که هستی...

خدایا شکرت که تاج مادرشدن رو بر سرم گذاشتی، خودت کمکم کن لیاقتش رو داشته باشم و دامن همه بانوان خوب سرزمینم رو سبز کن و چشم همه زوجها رو به بهترین هدیه روشن کن...

آمین

برچسب: نویسنده: حسین خلیلی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 12:42

صفحه بندی